3 مرداد 1403
مقاله و یادداشت

چرا اسدا… عباسی استاندار گیلان شد؟! 

سلام صنعت/ حبیب محمد پور

اکثر مردم کم و بیش خبر دارند که وقتی  رییس جمهور می خواهد برگزیده شود، عده ای در سراسر کشور از نماینده های مجلس و کاندیداهایی که رای نیاورده اند و یا کم آورده اند با سرگروه های خود در ستاد های انتخایات دست به کار می شوند  تا در فرایندی نامیمون موقعیتی را در هیات دولت آینده بدست آورند.

در این فرایند بدشگون خوش به حال آنهایی خواهد شد که هدف گیری شان خوب باشد و در کشوری که احزاب کارآمدی نداریم، کاندیدای مورد حمایت شان بشود رییس جمهور!

…و در این آشفته بازار است که لابی و چانه زنی برای سهم خواهی از قدرت فزونی می یابد و شمارگانی از این ستادی های رییس جمهور می شوند استاندار، وزیر و معاونین وزیر و یا در جاهای  پر پول مانند مناطق آزاد و شرکت های غول پیکر ماوا می گیرند که این پست پس اندازی بشود برای نماینده شدن در دور بعدی انتخابات مجلس!

اینکه چرا و به چه برهانی نمایندگان مجلس می شوند وزیر و استاندار در واقع خود یک پسرفت در  آیین کشورداری است؛ بدین برهان که نمایندگان مردم از کلاس درس و یا از درون ساختارها و اداره های مختلف مثل دارایی و برق و… یک شبه می شوند مجلس نشین و چهار سال بعد بدون اینکه یک روز مدیریت کرده باشند و در دانشگاههایی که نرفته اند از لیسانس حین کارمندی می شوند؛ دکتر!

حالا این دکترها که ‌کم کم خودشان هم باورشان شده که دکتر هستند و با تلاش گسترده در ستاد  روسای جمهور می شوند وزیر و استاندار!

حال اگر در این وانفسا جرات داری بیا و به آنها بگو که تو این کاره نیستی، چون دانش مدیریت را نداری و البته تجریه مدیریت را هم همچنین!

اکنون پرسش اینجاست که چرا در گیلان  اسدا… عباسی البته “دکتر عباسی” شد استاندار گیلان و یا سعادتی، عبدالهی یا هاشم نیا و یا نجفی…؟!

او در کدام دانشگاه دانش مدیریت آموخت و در کدام اداره تجریه اندوزی مدیریت داشت؟ همین نداشته ها در کشورم بوده که ما امروز پس از ۴۴ سال در گیلان از زباله می نالیم؛ از تیکه پاره کردن زمین های کشاورزی می نالیم و از نصف شدن سطح زیر کشت باغ ها و پرداخت نشدن پول چای کار پس از یکسال ناله سر می دهیم! از تحویل ندادن بهنگام کود و سم البته به قیمت خواب اصحاب کهف می نالیم و از ساخت و سازهای بی رویه و رانت های سرسام آور اداری هم می نالیم!

از فروچاله ها و رانش زمین  و مصرف بی رویه آب سفره های زیر زمینی و چاه های غیر مجاز  نیز می نالیم و از زیادت دزدی ها با توجه به شش قفله کردن همه جایمان می نالیم!

از تورم و گرانی که نگو و نپرس و البته کارهای مهمی شده ؛ تلاش شده که نشست شورای اداری در بین زباله های به بلندای صد متری سراوان برپا شود و پیگیری کارهای نیمه تمام پیمانکاران که کار هر مهندس فنی هم خواهدبود!

تا یادم نرفته این هم را هم بگوییم که سفر های گاه و بیگاه استانداران گیلان به آستاراخان روسیه که پس از چند ماه با تغییر استاندار و راکد شدن دوباره این نشست ها و هزینه هایی که برباد رفته است، کارکردی گفتنی است!

و خلاصه اینکه باید کمی در اندیشکده های دانشگاهی در گزینش مدیران دقیقه تر شویم که گفتمان برکنار می کنم و دست شان را قطع می کنم و از امتیازات محروم می کنم و با فرمانداری  که کم کاری کند برخورد خواهم کرد ، پرهیز کنیم!

چرا که وقتی برنامه باشد و بودجه باشد و مدیر دانش آموخته و با تجربه باشد و آمایش سرزمینی راهبرد توسعه باشد ، دیگر نیازی به برخورد نیست!

در این راهبرد هنگامی که مدیر بهر دلیل و برهانی از برنامه پس بیفتد باید جایش را به دیگری بدهد؛ در اینجاست که دیگر نیازی به برپایی جلسه در بین زباله های صد متری نخواهیم داشت چون برنامه و آمایش سرزمین سخن برتر و دست برتر را در فرایند توسعه خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *